یکی از مشکلات دولت افغانستان در ارائه خدمات
بهتر در دهه گذشته عدم مد نظر گرفتن دو فکتور در این زمینه بود: برنامه های زمان
بندی شده کوتاه مدت و ارائه گزارش به ریاست جمهوری و مردم. در گذشته و حال بودیجه
سالانه ملی افغانستان یک ساله بوده است. در سه ماه آخر هر سال از همه واحد های
مستقل بودیجه وی خواسته می شود که برنامه های سال آینده و بودیجه تخمینی آنرا به
وزارت مالیه ارائه کنند. در دهه گذشته، در آخر سال وزارت ها گزارش مصرف بودیجه خود
را به وزارت مالیه و وزارت مالیه گزارش کامل همه واحد های بودیجه وی را به شورای
ملی ارائه می کرد.
آنچه در حکومت جدید تغییر کرده است تقسیم برنامه
یک ساله به چهار سه ماه یا به عبارت دیگر برنامه های ربع وار است. وزارت ها مکلف
اند برنامه ربع وار خود را به ریاست جمهوری و بعد از طریق رسانه های جمعی به آگاهی
مردم برسانند. این برنامه حکومت تاثیر مثبت در چندین عرصه دارد. اول اینکه مردم را
امیدوار می سازد چون برنامه ها به اگاهی مردم می رسند. دوم اینکه وزارت ها را
وادار می کند که دست به کار شوند چون سه ماه کوتاه است و خیلی زود باید گزارش
اجراات آن به مردم داده شود. این روند شفافیت را زیاد می سازد و مشارکت و علاقه
مندی مردم در و به حکومت را زیاد می سازد. اما معمولا این گونه برنامه های استفاده
سیاسی می شود. در سال 2008 برنامه ای برای پنج سال یعنی تا سال 2013 ساخته شد.
گزارش اجرای این برنامه به اطلاع مردم رسانده نشد اما دولت در اوایل بابت ترتیب آن
خواست اعتبار کسب کند.
برنامه ربع وار وزارت ها ممکن است به دو مشکل
روبرو شود؛ یکی کوتاه مدت و دومی در بلند مدت. سه ماه برای برنامه ریزی و اجرای
برنامه و برآورد اینکه برنامه مثبت بوده است کم است. ممکن است ارگان ها دولت در
اجرای این برنامه های موفق نشود. دومی اینکه برنامه ربع وار توجه را از روی برنامه
های استراتیژیک و بلند مدت مثلا پنج یا ده ساله بر می دارد. در این صورت ممکن است
توجه به کار های بنیادی نشود و کار های سرسری و سطحی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
با در نظرداشت برنامه های ربع وار، استراتیژی دهه تحول در چه وضع قرار دارد؟ و این
برنامه ها ربع وار چه رابطه با استراتیژی دهه تحول دارد؟