۱۳۹۴ اردیبهشت ۱, سه‌شنبه

احزاب سیاسی افغانستان چه نقش در زندگی دیموکراتیک مردم دارند؟



یکی از نهاد های مهم حکومتداری در یک کشور احزاب سیاسی است. احزاب در حقیقت "حکومت منتظر" در دولت های دیموکراتیک اند. ممکن است در هر انتخابات یک و یا گروه ای از احزاب قدرت را بدست بگیرند. این نشان دهنده نقش مهم است که احزاب در زندگی دیموکراتیک مردم بازی می کنند. به همین ملحوظ احزاب یک رکن مهم "سیستم ملی شفافیت افغانستان" است.
حزب به معنی تام کلمه یک موسسه سیاسی است. این موسسه سیاسی باید دارای ساختار منظم و دارای شعبات ولایتی و کوچکتر باشد. احزاب می بایست دارای یک ایده لوژی منسجم و قابل تفکیک از احزاب و گروه های دیگر باشد. حزب باید توسط یک فرد یا گروهی رهبری شود و این رهبری از طریق دیموکراتیک قابل تعویض باشد. احزاب دارای منابع مالی مستقل اند و معمولا از حق العضویت اعضای آن تامین مالی می شود. هدف اصلی و نهایی حزب رسیدن به قدرت و اجرایی کردن ایده لوژی آن است. 

در هفته جاری و آینده، تیم تحقیق سیستم ملی شفافیت افغانستان نقش احزاب در افغانستان را مطالعه می کند. در جستجوی این هستیم که: آیا احزاب حکومت های منتظر اند؟ منابع مالی احزاب از کجا تامین می شود؟ آیا نقش احزاب در زندگی مردم ملموس است؟ رابطه احزاب و حکومت چه گونه است؟ حکومت حزب ستیز است و یا حزب پرور؟ و بلاخره بررسی می کنیم که احزاب چه قدر نهاینه شده اند و یا به عبارت دیگر به یک موسسه سیاسی تمام عیار بدل شده اند؟
برای پاسخ به سوالات فوق بلاگ مان را دنبال کنید.

۱۳۹۴ فروردین ۳۱, دوشنبه

چرا سیستم ملی شفافیت و تحلیل زمینه ها (NICSA) بهترین روش مطالعه فساد در یک کشور است؟



دو روش مطالعه فساد معمول است: روش آماری و روش کیفی. در روش آماری که از طرف سازمان شفافیت تحت نام CPI انجام می شود، تعریف فساد و انواع فساد در همه کشور ها را یکسان می بیند. اما اندازه فساد را متقاوت. بناءً لست از کشور های جهان ترتیب می شود و با استفاده از روش آماری نشان می دهد که کدام کشور فاسدتر و کدام یک کمتر فاسد است. این روش برای دولتمردان نمی گوید که چگونه با فساد مبارزه شود و علت فساد چیست.
در مقابل روش کیفی است. در این روش به فرهنگ، تاریخ و نظام سیاسی یک کشور توجه می شود و چون روش کیفی است هر عنصر که در روند فساد اثر گذار باشد را می توان در آن گنجاند. این روش مملو از مثال ها و دارای یک متن غنی از اسم ها و آمار خواهد بود. اما مشکل این روش این است که نمی توان آنرا با کشور ها دیگر مقایسه کرد و روش های مبارزه علیه فساد را الگو برداری کرد.
 آنچه جالب توجه است این دو روش جدا از یکدیگر و بدون در نظر داشت یافته های یک دیگر انجام می شود. 

"سیستم ملی شفافیت و تحلیل زمینه ها" یک روش علمی مبارزه با فساد است که نقاط قوت و ضعف دو روش دیگر را در نظر گرفته و یک روش همه جانبه و مثمر مبارزه علیه فساد را طراحی کرده است. میتودولوژی سیستم ملی شفافیت و تحلیل زمینه ها، کیفی و کمی است و بر روش کیفی بیشتر تاکید دارد. در این روش نخست نهاد های تاثیر گذار حکومتداری مشخص می شوند. معمولا هر کشور حدود 12 نهاد بزرگ حکومتداری است. بعد هر یک از این نهاد ها بصورت  مستقل و رابطه میان این نهاد و نهادهای دیگر به شکل سیستم مطالعه می شوند. شاخص های مطالعه هر نهاد و رابطه آن با نهاد های دیگر شامل: منابع، استقلالیت، حسابدهی، شفافیت، پایبندی به اصول اخلاقی، و نقش آن در حکومتداری و مبارزه علیه فساد می باشد. شش شاخص متذکره از بعد حقوقی و عملی مطالعه می شود. سر انجام هر یک از شاخص ها را به صورت کمی اندازه گیری می کنیم: از 1 5 یا از 0 تا 100. همانطور که دیده می شود NICSA یک روش مفصل کیفی و مختصر کمی است.
این ترکیب میتودولوژی کمی و کیفی "سیستم ملی شفافیت و تحلیل زمینه ها" را حیثیت خاص در محافل اکادمیک و حکومتداری خوب داده است. این روش در 70 کشور چهان تا اکنون انجام شده است و نتایج خوبی داده است. دیدبان شفافیت افغانستان به همکاری شفافیت بین المللی این روش را برای مطالعه فساد در افغانستان انجام می دهد. نتایج این تحقیق هم به ریشه های فساد اشاره خواهد داشت و هم راه های مثمر مبارزه با فساد را نشان خواهد داد.

۱۳۹۴ فروردین ۲۵, سه‌شنبه

اولین امر مبارزه علیه فساد، شناخت علمی عوامل آن است




مایکل جانستن استاد علوم سیاسی دانشگاه کولگیت است. او کتاب "علایم فساد" را در سال 2005 نوشت و جایزه معتبر "گرویمیر"Grawemeyer Award  را در سال 2009 برای این کتاب به دست آورد. این جایزه برای کسانیکه نظریات شان در بهتر شدن نظم جهان کمک می کند، اهدا می شود. این یکی از بهترین کتاب ها در زمینه تحلیل عوامل فساد و مبارزه علمی علیه آن است. این کتاب به عربی، رومانیایی، چینی ترجمه شده است. ترجمه دری/فارسی آن هنور انجام نشده است. ذیلاً خلاصه کتاب علایم فساد است. 

مایکل جانستن استدلال می کند که فساد دیموکراسی و توسعه اقتصادی را در بیشتر جوامع مورد تحدید قرار داده است. فساد در اثر چگونگی کسب، استفاده و انتقال ثروت و قدرت بوجود می آید و متکی است به قوت و ضعف دولت و نهاد های سیاسی و اجتماعی که آن پروسه ها را رهبری و قانون مند می سازند. به نظر آقای جانستن، تغییر در این فاکتورها باعث بوجود آمدن چهار مدل فساد شده است. او این مدل های را تحت این عناوین آورده است: نفوذ در مارکت، کارتل های نخبگان، گروه های قبیله ای و ثروتمندان، و مغول های رسمی. نویسنده از یک روش آماری دقیق برای تعیین اینکه کدام کشور در کدام مدل فساد قرار می گیرد و مطالعات موردی برای بیان علت بوجود آمدن مدل های فساد انجام داده است.

نمونه الگوی کارتل های نخبگان کشور های ایتالیا، کوریا و بوتسوانا است. این کارتل ها شامل فامیل های اند که بر سر کسب و اداره قدرت و ثروت ملی رقابت و یا هم در بعضی موارد همدست می شوند. در این مدل ها، سیاست ملی و تجارت ملی را همیشه نمی توان از یک دیگر تفکیک کرد چون متصدیان شان یکی اند. روسیه، مکزیک و فیلپین نمونه های برجسته مدل ثروتمندان سیاسی و قبیله ها هستند. در این کشور های گروه های متخاصم بر سر جلب توجه و طرفداری دولت های ضعیف رقابت می کنند. 

نمونه های بارز مدل مغل های رسمی چین، اندونیزیا و کینیا است. در این کشور ها رهبران سیاسی با معافیت و عدم پاسخگویی عمل می کنند. این رهبران وقت خود را صرف ثروتمند شدن خود و ثروتمند کردن طرفداران خود می کنند. و بلاخره کشور های آمریکا، آلمان و جاپان نمونه های کشور های اند که دارای قوانین کارگر و نهاد های قوی اند اما در این کشورها سیاست مداران را می توان به "کرایه" گرفت که این امر خود اعتماد مردم به دیموکراسی را خدشه دار می کند. 

افغانستان در کدام گروه قرار می گیرد؟ پاسخ به این سوال خیلی آسان نیست؛ باید از روش آماری که آقای جانستن سود برده استفاده کرد تا اینکه بتوان تعیین نمود افغانستان در کدام گروه قرار می گیرد. برای دیدن نتیجه این کار، هرچند نامکمل، این ویبلاگ را تعقیب کنید.